تبليغاتX
آفتاب شب
آفتاب شب
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
تماس با علي تماس با صادق آرشيو صفحه نخست
  خنك ترين خاطره از گرما     شنبه 5 مرداد1387-8 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

خنك ترين خاطره از گرما

بعد از گذروندون يه شب قشنگ تو عبادت و مناجات با خداي مهربون ، صبح شده بود ، همه خسته بودن و در حال استراحت.

اما يه هويي برقا رفتن !!

-همتون كه گرماي خوزستان حس كردين يا نه ؟ !!-

خيلي گرم بود ، فكرشو بكونيد 200 نفر تو يه مسجد ، اون وقت تابستون باشه ، تازه برقا هم برن، آخرشه!!

 با گرما از خواب بلند شده بودم ، ولي دراز كشيده بودم ، چشام هم بسته بود ، یه دفعه باد خنكي رو احساس كردم فكر كردم برقا اومدن ، چشام رو باز كردم ، ديدم يكي از بچه ها (آقا مجتبي) يه تيكه مقوا دستشه داره بادم ميزنه (بابا دم هرچي بچه بامرامه گرم☺ )، اشك توي چشام حلقه زد،(این که همش شد کما("،")☻ ) چقدر يه آدم ميتونه بزرگ باشه ، بلند شدم ، ديدم به به چه خبره ، حدود نيمي از بچه ها بسيج شدن ، همه مقوا ، يا يه چيزي كه بشه باهاش باد بزنن دست گرفتن ، دارن اونايي كه خوابن رو باد ميزنن .

 چه صحنه قشنگي ، آدمو یاد جبه و رزمنده ها میندازه ، تازه یه سری از بچه ها ابتکار به خرج داده بودن : جفیه ها رو خیس می کردن ، بعد از پشت جفیه باد میزدن ، که خنک هم بشه (بابا ای وله).

 من سه روز با همین انسانها که این گوشه ای از مرامشون بود ، زندگی کردم.

 آرزوم اینه که تا ابد همین رفقا رو داشته باشم نمی دونم چه جوری احساسم رو بیان کنم خودتون یه جوری بگیرین دیگه.

شما هم اگه از این خاطره های قشنگ دارید میتونید بنویسید بقیه هم حالشو ببرن.

خدا حافظ (رو رحمت کنه!!☺)

 


لينک به نوشته  |   
 
  هنر را معنی کجاست؟     جمعه 4 مرداد1387-11 قبل از ظهر-محمد علی (صادق)   

در جهانی که نقاش خداوند است،

در جهانی که طراح خداوند است ،

در جهانی که نقاشی ها ، هنرمندانه خط خطی می شوند ،

در جهانی که هنر ، نشان دادن است آن چیز را که همه دارند ،

آیا از خود می پرسید

هنر چیست؟

آیا از خود میپرسید

 هنرمند کیست ؟

من چنین می اندیشم :

هنر پوشاندن است ، آن چیز که همه دارند.

هنر نمایان کردن است ، روحی بزرگ که کم تر کسی دارد.

هنر خواستنی شدن است ،بدون فریب کاری ، بدون زیبایی ظاهری ، هنر خواستنی شدن از طریق رفتارهاست.(همونجوری که بعضیا خواستنی شدن)

 هنر آن نیست که نقابی در ظاهر زیبا بر چهره ها بزنیم ولی در پشت نقاب ها پنهان کنیم روحی خبیث ، پرورش دهیم تاریکی تاریکی تاریکی تاریکی

هنر نگهداری کردن روح از خدشه ها ، خط ها و تعویض هاست.

در جهان ما هنر آن است که بدن هایی را که همه نمایان می کنند بپوشانیم ، و به یاد داشته باشیم این سخن را که :

«نه برتریست نسبت به دیگران آن چیز که همه دارند»

هنر آن است که روحهای زیبایی را که خداوند به ما داده حفظ کنیم و آنها را با پرداختن به ظاهر سازی و نقاب های دنیوی ( مثل آرایشات)  فرآموش نکنیم ، که جز این نیست که هر کس به ظاهری کاذب روی آورد باطن را فرآموش کرده.

پس اکنون می دانیم که زیبایی یعنی معنا دادن به روح زیبایی که زیبای مطلق به زیبایی به ما داده نه چهره های خط خطی شده با خطوط شیطانی نه اندام های نمایان شده با اهداف شهوانی نه چیز های دیده شده که باعث پشیمانی

 

 

به قلم این حقیر


لينک به نوشته  |   
 
  ببخشید !!     یکشنبه 23 تیر1387-11 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   
چند وقت محمدی گرافیک داره رو قالب جدید برا وبلاگم کار میکنه آخه میخوام عوضش کنم

یکم کم میام به بزرگی خدتون ببخشید

به قول صادق ترین یاس: خیر پس و پیش


لينک به نوشته  |   
 
  دوباره دم از انتظارت می زنم!     شنبه 22 تیر1387-11 قبل از ظهر-محمد علی (صادق)   

دوباره جمعه ای گذشت و نیامدی . مولا جان! همه شب محاسبه ی نفسی به راه می اندازم و علّت نیامدنت را در ظلمات و گناهان خود می یابم .

امشب می خواهم راز دل با تو وا گشایم . بدان که اگر به انتظار چون منی نشسته ای تا خوب شوم و بیایی ، همچنان غیبتت به درازا کشیده می شود.

می دانم که علت العلل نیامدنت منم . خوب می دانم که گناه و گستاخی من است که ، جمعه ای از پس جمعه دیگر می آید و می رود ولی صدای دلربایت به گوش طنین انداز نمی شود .

آخر مولای من ! چگونه دل و ذهنی که یک هفته را به گناه و فکر گناه اختصاص داده در جمعه ای منتظر صدای دلربایت باشد .

در دانه زهرا !

گرچه به عمل دلت را می آزارم ولی خود بهتر می دانی که سلولها و تک سلول های وجودم با نام و یاد تو مولای نازنینم پا برجا واستوارند .

از آن وقت که از منبرت شنیدم که روحانی باصفایی گفت : روزی صد مرتبه شیعیانت را دعا می کنی بر خود لرزیدم که چه بی انصاف آدمیم که مولایم دعایم کند و من اجابت نکنم.

چه بگویم و براستی چه چیز برای گفتن دارم که مولای رئوفی چون تو مرا بخواند و من در لبیک دعایش و ندایش سرگردان بمانم .

بر من ببخشا در دانه زهرا !

جمعه ای از پس جمعه ای می گذرد . نامه های سیاه گناهانم به سان تیری زهرآگین بر قلب پر از درد اندوهت مینشیند .

از آن زمان که از زبان عالمی عارف شنیدم که هر گناه من سیلی است بر صورت نازنینت دیگر شرم زیستن دارم .

ولی همچنان دست دعایت برای من برافراشته است ؟ و من نیز همچنان سر در آخر شیطان دارم و دنبال بوالهوسیهای خود هستم !

ولی خوب می دانم که همچون جدت پیامبر مهربان بر من می بخشایی و با تازیانه عفو و بخشش این بنده ی رمیده از بند و رکاب را مینوازی ؟

آمده ام که بگویم مولای نازنین تقویم زندگی من سالانه نیست بل هفتگی است از جمعه ای تا جمعه ای دیگر . آنقدر بار گناهانم سنگین است که دیگر حتی در خواب خیمه سبزت را نشانم نمی دهند .

مهدی جان ! در کویر خشک و سوزان قلبم گنبد فیروزه ای جمکرانت مشهود و روزانه دو رکعت نماز عشق را با تسبیح اشک و ارادت به جا می آورم.

ولی منتظر من مباش ای آنکه به انتظارت نشسته اند.

 

استاد حمید


لينک به نوشته  |   
 
  ساندویچ معمولا چند سانته؟!!     چهارشنبه 19 تیر1387-4 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

سلام

سلام به همه شما که هر روز و هر دم به خود می گویید می توانم.

سلامی به وسعت دل های مردان حق.

به گرمی نوای نقال که م.امید  می گویید:

«مرد نقال – آن صدایش گرم ،نایش گرم»

 

آره سلام

سلامی به خوش مزه ای ، خوش مزه ترین ساندویچ زندگیم :

«صبح بود دقیقا ...! اُممممم ، نه یادم نمی یاد که چند سال پیش بود . ولی خیلی بچه بودم . یه روز صبح که بابام داشت می رفت اهواز (حتما می پرسید برای چی ؟) آخه دانشگاه اهواز داشت کارشناسی ارشد مدیریت امور مالی می گرفت. اِ اِ !! رفتم تو خاکی .

مامان جونم برام یه ساندویچ کره-عسل درست کرده بود

ساندویچ معمولا چند سانته؟!!!(این چه سوئالیه)

همین جوری که من طول ساندویچ رو گاز میزدم ، ماشینمون طول مسیر دزفول تا اهواز رو گاز میزد !!

می تونید تصور کنید چقدر با ساندویچ حال کردم؟؟!

یعنی خوردن یه ساندویچ  در دو ساعت !!! چه مزه ای میداد؟! به به .

حالا اونایی که خیلی از خداحافظی من ناراحت شدن (مگه کسی هم ناراحت شد؟ نه!)امید وارم که زندگیشون به شیرینی اون ساندویچ باشه . اما هواستون(حواستون!!) باشه مثل من لباستون رو عسلی نکنید وگر نه ! شب مورچه ها حسابتون رو می رسن! .  »

خوب بسه دیگه خیلی دست زدم (چی ؟ یعنی چی دست زدم؟آهان یادم اومد ،شنیدید میگن یارو خیلی فَک میزنه ، خوب دیگه من هم خیلی  دست زدم ، افتاد؟!!)

من سعی میکنم زود زود آپ کنم

به شرطی که شما هم زود زود سر بزنید

و من الله توفیق

یکی از خاطرات محمد علی(♂)

 


لينک به نوشته  |   
 
  به به ! به به! ماه رجب اومد     جمعه 14 تیر1387-6 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   
همون طوری که مبایل ها مون رو شارژ میکنیم خودمون هم باید از نظر روحی شارژ بشیم   سه حتما می پرسید چه طور؟!!
سه ماه برای شارژ گیری ماه های رجب شعبان رمضان
سه ماه شارژ بگیریم  ۸ماه کار کنیم از همین امروز شارژ شدن شروع شد زیر رو بخونید تا باتری هاتون خراب نشه آخه شارژ کردن هم روش داره☺ :
ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد. رجب فصل جدیدی در کتاب زندگی می گشاید که از عطر دل انگیز نیایش سرشار است، آنان که در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام بر می دارند به خوبی قدر چنین ایامی را دانسته و بسیار سخت تر، هوشیارتر و جدی تر از دنیا طلبان در پی بهره گیری از این فرصت ارزشمند هستند .

به گزارش خبرگزاری مهر، ماه رجب اولین ماه از سه ماه خاص و ارزشمند برای مسلمانان است . این سه ماه در شریعت اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. هر یک به ترتیب با نامهای خداوند، پیامبر و بندگان شهرت یافته اند.
آنان که در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنین ایامی را می دانند و بسیار سخت تر و هوشیارتر و جدی تر از دنیاطلبان، به دنبال آن هستند .
ماه رجب ماه آرایش و پیرایش است. ماه آراستن دل به زینت های الهی و پیراستن دل از ناپاکی های انسانی و آنگاه دیدن نادیدنی ها و شنیدن ناشنیدنی ها.

اکنون که این باران رحمت حق جاری است باید فکری کرد، باید گام برداشت و خود را در معرض این قطرات زلال قرار داد و از نسیم حیات بخش این روزها و ایام بهره برد .


♦لیلة الرغائب

گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم. اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت، اما حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است.

شهادت امام هادى(ع)، ولادت حضرت امام جواد(علیه السلام)، ولادت مبارک امام على(ع) در خانه کعبه معظمه در سیزدهم ماه رجب و ده سال قبل از بعثت، شهادت حضرت امام کاظم(ع) و بیست و هفتم این ماه، عید مبارکى است چرا که آخرین پیامبر برگزیده الهى حضرت محمد(ص) در این روز از جانب خداى متعال مأمور هدایت مردم و ابلاغ هدایت و رسالت الهى گردید.

دعا و نیایش

♦اعمال ماه مبارك رجب

پیامبر خدا(ص)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصم» است و بدان سبب آن را «اصم» نامیدند که هیچ ماهى به پایه عظمت آن نمى رسد، مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است، پس هرکس یک روز از رجب را روزه بدارد، مستحق رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش کند و خداوند درى از درهاى جهنم را بر او ببندد. اگر کسى به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند، برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود .
در همین زمینه امام کاظم(ع) مى فرماید: رجب، نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند. همچنین آن حضرت در روایت دیگرى مى فرماید: رجب، ماه عظیمى است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر مى فرماید و گناهان را در آن محو مى کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.
 
از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

لينک به نوشته  |   
 
  خبر حادثه دلگیر     چهارشنبه 12 تیر1387-8 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

غمگینم

لیست حادثه دیده ها

از جهان دل بر بریده ها

زهرا 36 ساله

10 تا مجهول الهویه

10 تا گل لاله

راننده خسته بود

چه بود گناه اون مسافرای بیچاره

خواب بودی خواهر 7 ساله ام

خواب دیدی خواهر 4 ساله ام

اما !

خواب شیرینت به پایان نرسید

عمر کوتاهت چه آسان سر رسید

قصه مرگ شما

قصه غصه ما

قسه یک اتوبوس

                  که به مقصد نرسید

قصه چپ شدنش

حامل چند هم وطن

پدر پیر !!

بچه هایت

خیره بر در تا دیر

در چنگال دل واپسی اسیر

خبر حادثه دلگیر

خبر حادثه دلگیر

خبر حادثه دلگیر

خبر حادثه دلگیر

 


لينک به نوشته  |   
 
  حتمآ ببینید      یکشنبه 1 اردیبهشت1387-8 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

مشاهده عکس۱

مشاهده عکس ۲


لينک به نوشته  |   
 
  متن غایب زندگی     پنجشنبه 18 بهمن1386-2 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

دلم بهانه تو را گرفته است ، ای موضوع زندگی من ! ای سوال اصلی آفرینش!

روشی نمانده است تا با آن فرضیه آغوش تو را به جستجو نگذارده باشم . بگو با کدام روش تحقیق می توان حضور تو را پاسخ یافت ؟! مفهوم نگاه تو با کدام ملفوظ به مشهود بدل خواهد شد ؟ و متغیر گیسوانت ، در آغوش کدام نسیم ، مفهوم بی قراری مرا منتشر خواهد نمود ؟

خسته ام !

از بررسی متون ،

از سوالات فرعی ،

از مقدمه ، از مقدمه ، از مقدمه!

بی حضور تو ای متن غایب زندگی ، از زنده بودن چه نتیجه ای می توان گرفت ؟ از زنده بودن چگونه می توان نتیجه گرفت ؟

همیشه با مفروض آغوش باز تو و نگاه مهربانت ، نبودنت را تحمل کرده ام و زنده بودن خود را توجیه .

آن روز که نگاه مهربانت را از دلم برداری ، بدان که گزاره های پایه ای  فلسفه وجودیم را ویران نموده ای!

فصل ،فصلِ عمرم ، وقف وصل تو بوده است.

خسته ام ،

 از این همه فصل ،

 از این همه فصل ،

به من بگو ! در کدام فصل زندگی ، وصل تو دست یافتنی است ؟

ای که ! با آمدنت همه فصل ها وصل میشوند!

فصل ،فصلِ خزان زده عمر مرا نیز به ظهور سبز خود وصل بفرما!

آمین!

ح.بیاتانی


لينک به نوشته  |   
 

اطلاعات شما :